دسته‌بندی نشده

چگونه در زندگی و کار به تعادل برسیم؟

تعادل در زندگی و کار
تعادل در زندگی و کار

یکی از سخت ترین کارها بدست آوردن تعادل در زندگی و کار است. مخصوصا وقتی وسط انجام یک پروژه هستید یا دارید کار جدیدی رو آماده میکنید، “نه” گفتن به فرصت ها ای که میدونید فقط یکبار به سراغتون میان سخته. همچنین گاهی بیشتر ساعت های شبانه روز رو پشت میز و مشغول انجام کارهایی که دوستشون نداریم میگذرونیم.

من فکر میکنم راه حل هایی برای این مشکل وجود داره، اول از همه ما باید از خودمون بپرسیم که آیا کاری رو که در حال حاضر انجام میدیم دوست داریم یا نه و آیا آخر هر روز از خودمون و کارهایی که در طول روز انجام دادیم راضی هستیم؟ برای من این یکی از مهمترین سوالها برای بدست آوردن تعادل در زندگی کاری و زندگی عادی بوده و میبینیم که چطور این روزا هردوشون دارن همزمان پیش میرن.

اما بعضی اوقات پرسیدن چنین سوالهایی به این آسونی ها هم نیست. زمانی که ما مجبور به انجام کاری هستیم که زیاد ازش خوشمون نمیاد اما به پولش احتیاج داریم یا شاید منتظر بوجود اومدن یه موقعیت بهتریم و با چیزی که الان داریم کنار میایم . هرکدوم از اینا که باشه راه های کاربردیی برای این احساس عدم تعادل بین کار و زندگی روزمره مون وجود داره. بریم که یه نگاهی بهشون بندازیم…

۱- تعادل یا یکپارچه سازی
نوشتن شغل منه و در سراسر پروژه های من نقش اساسی داره. وقتی که نمینویسم یا دارم میخونم و یا به طرح بعدی ای که قراره آماده کنم فکر میکنم. کار کردن در جایی که با خصوصیات آدم جور در نمیاد خسته کننده و انرژی گیره. پس دنبال راه هایی باشید که کم کم کا رو براتون مثل قسمتی از زندگی کنه.

۲- کمتر کار کنید و بیشتر کار کنید

من فکر میکنم روز هایی هست که ما مجبوریم خیلی سخت تر و با فشار خیلی زیادی که رومون هست کار کنیم همچنین روز هایی ام هست که کمتر کار میکنیم و زمان زیادی داریم تا به کارهای شخصیمون برسیم. همه ی اینا به فصل، آب و هوا، میزان تقاضا و غیره بستگی داره که اگر ما بتونیم این الگو ها رو در زندگی کاریمون تشخیص بدیم، فهمیدن این که کی آروم باشیم و آسون بگیریم و کی انرژی بیشتری در کارمون بزاریم راحت تر میشه.

۳- به کار معنی و مفهوم بدید

تا به حال در کاری بودید که حس کنید به اون مکان تعلق ندارید؟ مثل اینکه یه بار سنگین رو دارید رو زمین میکشید و هیچ نوری ته تونل نیست؟ من مطمئنم که همه ی ما این تجربه رو داریم و برای همینه که خیلی سخت میتونیم به کار معنی و مفهوم بدیم و چیزای باحالی توش پیدا کنیم. بنابراین نباید فقظ روی نقاط منفی تمرکز کنیم. سخته ولی در واقع شدنیه. هر کاری رو که انجام میدین چیزهایی که در آن خوشحالتون میکنه رو هرچقدرم که کم باشه پیدا کنید و قدرتمندانه و شاد به انجامش ادامه بدید.

۳- مراقب فداکاری هاتون باشید

قطعا میخوام راجع به رابطه ها صحبت کنم. به نظر میاد که با کار خیلی زیاد رسیدن به دوستان واقوام غیر ممکنه وما سرمون شلوغه اما واقعیت اینه که داریم خودمون رو گول میزنیم تا بیشتر درگیر برنامه کاریمون بشیم. گاهی از قصد این کار رو انجام میدیم گاهی هم نه. مهمترین چیز اینه که این این الگو هاروبشناسیم و به محض اینکه احساس کردیم داریم غرق کارمون میشیم و کار به اولویت اولمون تبدیل شده جلوش رو بگیریم و تا جایی که ممکنه خودمون رو اصلاح کنیم.

۵- سلامتی تان را به تصویر بکشید

دلیل اینکه اینجا از کلمه ی سلامتی استفاده کردم این بود که میشه ازش در مفهوم های مختلف استفاده کرد. مثلا، آیا ما به طور کلی احساس سلامتی میکنیم؟ آیا خسته ایم یا نه؟ آیا خوابمون مفید و به اندازه ی کافی هست؟ و آیا به طور کلی خوشحالیم؟
هروقت که ما زندگی و زمانمون رو وقف شغلمون میکنیم این مفاهیم به سرعت کاهش پیدا میکنند و میتونیم این تغییر رو در همه جا حس کنیم. چقدر انرژی برای مسائل دیگه ی زندگی برامون میمونه؟ گاهی به یه جایی میرسیم که فقط میخوایم آروم باشیم و بخوابیم تا دوباره حالمون خوب شه.

این ها راه هایی بودن که میتونیم هرگاه حس کردیم الگو ی کاری تکراری ای پیدا کردیم به کارشون بگیریم. فقط باید اون زمان به خصوصی رو که روحمون احتیاج داره رو بهش بدیم و مشکلات رو پشت سر بزاریم.
و این خیلی آسونه!

پیروزباشید، طراح باشی


پیروز باشید!
طراح باشی

درباره نویسنده

شهانی

نوشتن دیدگاه

برای نوشتن دیدگاه کلیک کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدها